تبليغاتX
شب,تنهایی,پنجره,خیابان,باران

شب,تنهایی,پنجره,خیابان,باران

.......

ایرانسل هک شد

شرکت ایرانسل هنوز نتوانسته راه حلی برای این مشکل پیدا کنه  

با ارسال کد های زیر خط شما به میزان کار کرد شارژ خواهد شد 

 این ترفند تست شده توسط بهترین هکرهای ایران 

دوستان عزیز اگر با قطعی سیستم یا هر مشکلی بر خورد کردید این ترفند را بعداْ امتحان کنید

تا درستش نکردن شارژ رایگان دریافت کنید !!!

توجه:این شماره سرور ١ ایرانسل هست .

فقط کافی متن پایینی رو sms  کنید به این شماره ١١١٢

اگه شارژ بالای ١٠٠٠تومن داری اینو بنویسید:

093۵۴۵۲۸۷۱۸:10000:09360

واگه شارژزیر ١٠٠٠تومن هست اینو بنویسید

093۵۴۵۲۸۷۱۸:5000:۰۹۳۶۰ 

واین متن را به شماره١١١٢ارسال کنید

بعد از چند ثانیه خط شما شارژخواهد شد

صد در صد تست شده

 

تذکر : این ترفند در هر هفته فقط یک بار عمل می کند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:56  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

طلبه جوان و دخترفراری

با سلام

شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت : شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد . از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند . صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و .... محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیه با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگران وی می توان به ملا صدار اشاره نمود . نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند . قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه 53) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 12:16  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

پاسکاریهای عالی مسئولان و مرگ هزاران ماهی در رودخانه ی خرم آباد

فاجعه ای زیست محیطی در رودخانه ی خرم آباد رخ داد.

شهرداری خرم آباد در اقدامی بی مطالعه هر بار تحت عنوان لایروبی اقدام به دست کاری بستر رودخانه ی تقریبا خشک شده ی خرم آباد در چندین نقطه ی مسیر آن نموده است. که این اقدام هر بار باعث قتل عام هزاران ماهی در این رودخانه و به هم خوردن شرایط زیستی آن می شود.

متاسفانه فجیع ترین و متاثر کننده ترین این اقدامات در دو روز گذشته به وقوع پیوست. در سال جاری به علت خشکسالی پیش آمده آب رودخانه به پایین ترین حد خود طی ۶٠ سال گذشته رسیده و به همین دلیل ماهی های فراوانی به ناچار در اندک مسیرهای کوچک بر جامانده از آب ( در واقع فاضلاب ) تجمع می کردند.

این ماهیها که به گمانم دیگر در برابر انواع پسماندهای انسانی و شیمیایی موجود در این رودخانه مقاوم شده اند، اینبار یا در زیر چرخهای لودر و شنی های بلدوزرها له شدند و یا به تعداد زیاد در چالابهای کوچک بوجود آمده محبوس و در نهایت به علت کم بود اکسیژن و گل آلود بودن این چالابها خفه شدند و مردند.

دردناکترین بخش داستان اینجاست، امروز وقتی این واقعه رخداد، تعدادی از دوستان به چاره جویی پرداختن، که بعلت در دست نداشتن امکاناتی هر چند کم و ابتدایی مانند بیل و.. تصمیم نهایی این شد که با سازمانهای ذیربط تماس حاصل شود، اما پس از آنکه حدود ١ ساعت و ۴۵ دقیقه بین افراد مختلف از سازمانهای محیط زیست،شیلات؛ شهرداری، آتش نشانی پاسکاری می شوند.  به این فکر می افتند که برای انعکاس خبرش با صدا و سیمای استان لرستان تماس بگیرند، تا دست کم ضبط و پخش گزارشی از این واقعه جان خراش- عبرتی باشد و جلوی تکرار مجدد چنین امری را بگیرد. اما این شبکه هم از این مختصر دریغ می ورزد. البته بر این رسانه ی استانی خرده ای وارد نیست، چه این شبکه بسیار مشغله دارد و می بایست رخدادهای فلسطین و لبنان و عراق و .... و خودستایی های مدیران عمدتا نالایق را پیگیری کند!!!!

پایان ماجرا، حدود ساعت ١٣ تا ١۵ یک دستگاه بلدوزر و یک دستگاه لودر ( در مقایسه با هواپیماهای جنگی بجای دستگاه بخوانید فروند ) وارد عمل می شوند، تا در آن ساعت خلوت و بدون اینکه مزاحمتی برای چشمان مردم ایجادکنند- در آرامش کامل پس از یک دقیقه سکوت - اجساد چندین هزار ماهی درگذشته را که بسیار کم تحمل بودند و تا آمدن این گروه نجات صبر نکردند و بی اجازه مردند، را به همراه دیگر ماهی های زنده زیر چندین کیلو خاک دفن می کنند . تا هم به رسم شعر دو کاج درس عبرتی بشود برای ماهی های دیگر ( تنبیه برای همه و تشویق برای یک نفر) و هم بوی گند، گنده کاری های پاسورهای نمونه یمان گند زدایی شود.

منبع : احـد رستگار فرد (س . آ ) ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸٧

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 19:35  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

سلام دوستان

یک خبر جدید

  شرکت سیطره جهان هم برای اولین بار توی خرم آباد افتتاح شد ADSL ( + 2 )

علاقه مندان می توانن با شماره تلفن 2224004 برای اطلاعات بیشتر تماس حاصل فرماید

با تشکر لطفی نژاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 1:42  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

تایمر ساعتی 700

سلام

تعدادی از دوستان از من خواستن که تایمر کافی نت رو روی ساعتی ۷۰۰ تنظیم کنم

من این کار رو انجام دادم و توی سایت اینترنتی

www.seytareh.com

 

قرار دادم میتوانید دانلودش کنید

 

پسورد خروج برنامه در بخش نظرات میباشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 13:33  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

سلام دوستان

سلام دوستان خوب خودم

ببخشید این روز ها خیلی گرفتارم و نمی تونم آپ کنم

ولی به موقع اش  مطالب جدیدی براتون می زارم

ممنون از نظرات و پیشنهادات تون من همه رو می خونم

اون دوستی هم که خواستن من توی ساختن وبلاگ کمکشون کنم بگم که من کوچک تر از اونی هستم که بتونم به کسی کمک کنم ولی به هر حال من در خدمت گزاری حاضرم

این ایمیل من هست میتونید بهم میل بزنید

lotfi.iman@gmail.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 2:38  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

مادر

مادر

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد.
پشت خط مادرش بود
.پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟
مادر گفت: 25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي. فقط خواستم بگويم
تولدت مبارك
پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد ,
صبح سراغ مادرش رفت وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت
ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 20:5  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

مداد رنگی ها

مداد رنگی ها

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند: "تو به هيچ دردي نمي خوري"...
يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 13:22  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

فراموش

حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 11:43  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

خدا

ازخدا پرسيدم خدايا چه چيزي تو را ناراحت مي کند؟ خداوند فرمود: هر وقت بنده اي با من سخن مي گويد، چنان به حرفهاي او گوش مي دهم که گويي به جز او بنده ديگري ندارم. ولي او چنان سخن مي گويد که انگار من خداي همه هستم الا او

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 8:39  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

صلیب

اخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم:بر سر هر گوري صليبي مي نهند

اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 1:52  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

عاشورای حسینی

سلام دوستان

مرسی از همتون که به وبلاگ من سر زدید و نظر دادید

امروز می خوام یکی از رسم های مردم حسین دوست استان لرستان شهرستان خرم آباد رو براتون بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد :

بچه ها فردا روز عاشورا

فردا روزی که امام مظلوم ما امام حسین (ع) که در اوج گرما با لبان تشنه به همراه ۷۲ تن از یاران وفادارش به شهادت میرسه

توی شهر خرم آباد رسم است  که در این روز مردم  حسین دوست خرم آباد در گِل میوفتن و با هیزم های درختان خودشان رو خشک میکنند (واقعا صحنه غمنگیزیه )

بعد از این که خشک شدن به عزاداری و سینه زنی در خیابان ها میروند و در آخر هم به بهشت رضا میروند و بر مزار شهدا که در راه حسین زمان خودشان شهید شده اند به نوحه سرایی می پردازند/.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 22:28  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

فرا رسیدن ایام محرم

سلام دوستان

دوباره سالی دیگر رسید

ازایی دیگر

و

محرمی دیگر

ای کاش هرگز از عموم عباس طلب آب نمی کردم

 

                                             

واقعا سالها خیلی زود دارن میگزرن

نه بهتر بگم

عمر ما داره میگزره

پس بیایید قدر این روز ها رو بدونید

این جمله رو پارسال نوشتم امسال هم می نویسمش

بچه ها از شما خواهش میکنم یزید زمان خودتون رو بشناسید  و  راه حسین رو ادامه بدید...

اجر همه شما دوستان با سرور سالار شهیدان حــــــــــــــــــــســـــــــــــــیــــــــــــــــن

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 11:24  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

تسلیت محرم

السلام ُ عَلَیکَ یا اباعبداللهِ و عَلیَ الاَرواحِ الّتی حَلَّت بفِنائِکَ ًعَلَیکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداما بقیتُ و بَقِیَ اللَیلُ والنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللهُ اخِرَالعَهدِ مِنّی لِزیارَتِکُم السَّلامُ عَلَی الحُسَینِ وَ عَلی عَلِیّ بن الحُسَینِ وَ عَلی اولادِالحُسَینِ وَ عَلی اصحابِ الحُسَینِ

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 10:58  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

تشکر

با عرض سلام خدمت دوستان

به خدا من شرمنده همتونم

بگم وقت نمی کنم آپ کنم باور نمی کنید

یعنی الان هم که این رو نوشتم دیگه نظر همه دوستان رو دیدم و فهمیدم که وبلاگ این بنده حقیر از یاد و خاطر شون نرفته

ولی خداییش قول میدم که بعد از امتحانات آپ کنم

با تشکر از همتون

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 1:6  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

یادگاری

خاطرات دزفول

این شعر تفدیم به بچه های گل دانشجوی دزفول ( همایون امیدیان از ایلام - مصطفی بیرانوند شیراز- علی کازمینی اهواز)که با هم خیلی ظرف شستیم

گوتن حرف جدایی ی   قراری مو نوی        هر دو تامو د تنهایی ی قرار  مو نوی

تو گوتی و پات می مونم که بهاری برْ سْ       تشن  مورده  زیر بارو ی قرار مو نوی 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 21:48  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

دختر كور

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش/.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 19:28  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

مِلچ مِلچ مِلچ

این هم صد تنگ قطره باران

                   بریز بر موی معشوقه ات

این هم صد پیاله شراب

اِ..اِ.. این هم مِلچ

یک بوسه عاشقانه

دیگر چه می خواهی؟

شعر شو

جادو شو

جادو شو

جامه بدر

جامه بدر

 جا...

 « ز دست دیده و دل هر دو ...»

زهر مار

گفتم عریان شو

                    نه بابا طاهر

نه بابا ...

نه آقا...

نه آقا ساعت ندارم

که چرا چهار نمی شود

یعنی دارم

        ولی صفحه اش چهار ندارد

که او نمی رسد

او روزهایش را بدون ساعت چهار می گذراند

و برای قرارهای من

همیشه بی قرار است

_یارو کیست که بدقرار است؟

یارو کدام است آقا؟

           منیژه اسم دارد

_مِلچ ... مِلچ

زنیکه این چه وقت بوسه است

ساعت که چهار نشده

_« گفته بودی که شوم مست و

 دو بوست بدهم

وعده از ...»

احمق من که مست نیستم

رسالتی ندارم

حتی اگر محمد رسول الله بودم ...

اللهم صل علی ...

از حضورِ رِ رِِ

تمامِ مِ مِ

سروران محترم تشکر می کنیم نیم نیم

مرده می خندید

 به گور بابای تمام شاعران محترم

و برای حضار تعریف می کرد

که آن دنیا هم

هیچ ساعتی چهار نیست

مرده نمرده بود

دراز کشیده بود تا خاک بخورد

_مِلچ

مرده و بوسه؟

نه آقا زدند مهر

که شناسنامه اش باطل

 و من ماندم تنها

« دِ دِ دِلا خوخو کن به به تنهایی که...»

چرا شاعر این شعر الکن است

حتما لبش روی لب معشوقه اش بوده

                                         که سروده

   _ مِلچ

یکی مرا بوسید

                            ساعت انگارچهار شده

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 23:17  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

ورژن جدید تایمر کافی نت

سلام به دوستان خوبم

یکی از دوستان ورژن جدید تایمری کافی نت رو که نوشتم خواسته بود

روی چشم براتون گزاشتم

۱۲ سیستم   ساعتی ۶۰۰ تومان حساب میکنه

پسورد خروج هم توی بخش نظرات میتونید مشاهده کنید

لینک دانلود

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 18:31  توسط ایمان لطفی نژاد  | 

نظر ودید

من نظر میخوام

مامان................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 12:56  توسط ایمان لطفی نژاد  |